www.Oynarart.blogfa.com
هرگونه استفاده از این متن منوط به کسب کجوز کتبی از نویسنده است 09148928992
شخصیتها:
سرباز عراقی
دختر مرز نشین
سرباز ایرانی
مکان:
گوشه ای از مرز ایران و عراق در حوالی کردستان
* 1 *
در جایی در دشت و کوه، سرباز عراقی اسلحه دردست، مقابل دختر ایستاده است.
عراقی همیشه برام بامزگی میکنی که چه؟ مرز قانون خاص خودشو داره خانوم. نمیشه که همینجوری سرت رو بندازی پایین از مرز رد شی. مسئولیت داره.
دختر من همیشه این راهو میرم و میام آقاسرباز.
عراقی می دانم. همیشه خلاف کردی خانم.
دختر اگه این شیر رو نرسونم خونه عمقزی، به قرآن، بابام ناراحت میشه.
عراقی اگه به قرآن قسم می خوری باید حلال و حرام هم سرت بشه.
دختر حلال و حروم سرم میشه آقاسرباز.
عراقی اگه سرت میشه باید بفهمی که مرز یعنی حریم. یعنی محدوده شخصی. تو دوست داری یکی سرشو بندازه پایین وارد خانه تو حریم شخصی تو بشه؟!
دختر در خونه ما همیشه بازه آقاسرباز. تو روستای ما درها رو نمی بندن.
عراقی خب دلیلش اینکه ما اینجا امنیت برقرار کردیم تا شما بدون هیچ خطری زندگی کنید.
دختر خسته نباشید. حالا من برم؟
عراقی باز که حرف خودتو می زنی خانم. خانه تان مگه روستای آن طرف نیست؟
دختر هست آقاسرباز.
عراقی خب اونجا ایرانه خانم.
دختر اونجا قاسم آباده آقاسرباز.
عراقی می دونم. منظورم تو خاک ایرانه. تو ایرانی هستی.
دختر هرچی شما بگید آقاسرباز. اجازه میدید برم؟
عراقی باز که حرف خودت رو می زنی؟
دختر آقا سرباز؟
عراقی کم به من بگو آقاسرباز. من یه نظامی ساده ام.
دختر اجازه بدید برم آقاسرباز. شیر خراب میشه.
عراقی این روستایی که می خوی بری تو خاک ماست. یعنی خاک عراق. فهمیدی خانم؟ عراق.
دختر همش ده دیقه راهه.
عراقی ده دیقه یا ده ساعت. نمیشه.
دختر اگه تندتر برم پنج دیقه هم طول نمی کشه آقاسرباز.
عراقی همینجوری نمیشه از مرز رد شد خانم.
دختر پس چه جوری باید رد شد؟
عراقی قانون خاص خودش رو داره.
دختر خب باید چکار کنم. بگید انجامش میدم آقاسرباز.
عراقی الله اکبر، قرار نیست اینجا کاری بکنید خانم. باید از پاسگاه مرزی رد بشی.
دختر چه اشکالی داره؟ اینجا که نزدیکتره آقاسرباز.
عراقی قانونش اینجوریه. پاسپورت داری؟
دختر ما همه چیز داریم. بابام و عموهام هرچی لازم باشه میارن از اینور اونور.
عراقی پاسپورت رو باید خودت داشته باشی خانم.
دختر میگم براتون بیارن آقاسرباز.
عراقی پاسپورت جنس قاچاقی نیست خانم.
دختر شما اجازه بدید من برم، میگم بابام یه خارجیشو براتون بیاره.
عراقی چقدر ساده ای تو خانم... باید بری پاسگاه مرزی.
دختر خب مگه اونجا قراره چکارم کنند؟
عراقی من نمی دونم چکارت می کنند خانم. هر روز این سوال را می پرسی و جواب میدم.
دختر خب شما ازون تلفنها ندارید زنگ بزنید آقاسرباز؟
عراقی بی سیم یا موبایل؟ کجا زنگ بزنم؟
دختر بزنید بپرسید چکار می کنند تو پاسگاه.
عراقی نمی پرسم.
دختر خودتون چی دوست دارید آقاسرباز؟
عراقی جل الخالق، من هیچی دوست ندارم خانم.
دختر بالاخره که حتما چیزی می خوایید.
عراقی نکنه منظورت رشوه هس؟
دختر یعنی چی رشوه؟
عراقی گیجم کردی با این نمک ریختنت.
دختر نمک رو کجا می ریزم؟ من فقط می خوام این شیر رو برسونم خونه عمقزی.
عراقی خانوم اینجوری نمیشه. گفتم که. مسئولیت داره. یکبار نبینمت. دوبار نبینمت. نمیشه که هروقت ازینجا رد میشم ببینمت و سکوت کنم.
دختر خب حرف بزنید.
عراقی یکی دیگه جای من ببیندت جور دیگه برخورد می کنه. نگاه نکن زبانتان را بلدم.
دختر هرکی باشه میگم اگه شیر خراب شه جواب بابامو چی بدم؟
عراقی یکی دیگه باشه میگه از کجا معلوم تو اون ظرف شیره؟
دختر تو این ظرف که فقط شیر میریزن.
عراقی اونم میگه نکنه عمدا مزه میریزی که سر منو گرم کنی؟ اگه تو اون ظرفت بمب باشه چی؟!
دختر نترسونید منو آقاسرباز.
عراقی بعد می پرسه تروریستی؟
دختر بابام میگه هرچی تروریست و آدمکش هست اون طرفه.
عراقی این طرف؟
دختر اون طرف.
عراقی یعنی بابات دقیقا این طرف رو نشان میده؟
دختر هروقت از تروریست حرف می زنه اون طرف رو نشون می ده.
عراقی بابات درست حدس زده. طرف ما پره.
دختر یعنی شما هم قبول دارید که اون طرفه؟
عراقی پس چی؟ اخبار گوش نمی دی؟
دختر بابام گوش میده.
عراقی تروریستها می خواستن تا خود کربلا بیان. کربلا رفتی تا حالا؟
دختر ئه...کربلا؟ بابام نذر کرده یه روز ما رو ببره کربلا.
عراقی همون ... اون موقع میری پاسگاه مرزی، با پاسپورت از مرز رد میشی یاد میگیری.
دختر راهش از کدوم طرفه؟
عراقی همین مسیرو مستقیم بگیری بری میخوره به خود کربلا.
دختر یعنی خونه عمقزی برم نزدیکتره به کربلا؟
عراقی منظور؟
دختر باید این شیرو هم سر راهم بدم به عمقزی.
عراقی تو واقعا نمی فهمی یا منو سرکار گذاشتی؟
دختر شیر خراب میشه آخه. شیر گوسفندامونه. شما می خورید آقاسرباز؟
عراقی من یه نظامی هستم. سرباز نگو به من. رشوه هم نمی گیرم.
دختر من خیلی وقتا شیر می برم خونه عمقزی. اون خوب بلده پنیر درست کنه.
عراقی اگه خیلی وقتا این کار رو میکنی، پس بدون خیلی وقتا داری غیرقانونی میری میای.
دختر شما رو که همیشه اینجا نمی بینم.
عراقی من مرزبانم خانوم. طول مرز را بازرسی می کنم. یه جا بند نمیشم... خانه مانم نزدیک اینجاس برای همین زبانتو می فهمم.
دختر یعنی میرید میایید؟
عراقی بله. با موتور می گردم. مثل بقیه همکارهام.
دختر پس منتظر می شینم اینجا.
عراقی منتظر چرا؟
دختر که برید دیگه.
عراقی نه بابا. زرنگی هم بلدی. فکر کردم مغزت مورد داره.
دختر کی میرید حالا؟
عراقی نیم ساعت مونده تا پستمو تحویل بدم. اما من هرروز میام ازین جا رد میشم.
دختر میرم نیمساعت دیگه بیام.
عراقی بانمکی ها خانم. ولی کارت خیلی خطرناکه. این اطراف مین زیاده.
دختر می دونم. بابام جاهاشو نشون داده.
عراقی کس دیگه بجز من باشه و فارسی بلد نباشه، شاید نفهمه و بخواد بهت شلیک کنه.
دختر برای چی؟
عراقی چون داری غیرقانونی از مرز رد میشی.
دختر من فقط می رم خونه عمقزی و برمی گردم.
عراقی ببین، باز هم دارم بهت میگم. خونه اون عمقزیت که میگی این ور مرزه. یعنی تو خارج کشور شماست.برای خارج رفتن هم چی؟ باید پاسپورت داشته باشی و از پاسگاه مرزی رد شی. شیرفهم شدی؟
دختر خارج اونجا نیست که. بابا و عموهام که میرن جنس میارن، میگن خارجیه. رو قوطی همه شونم خارجی نوشته. عکس زنهای بی حجاب هم روشونه. ولی عمقزی من و بچه هاش بی حجاب نیستند. اصلا هیشکی تو اون روستا بی حجاب نیست.
عراقی برگرد برو خانم. گوسفندات اگه اونان که پای کوهند، بهتره بری جمعشون کنی.
دختر تو چکار به گوسفندهای من داری آقاسرباز؟
عراقی لااله الا الله... برو اینجا نشین. من اینهمه نمی توانم بهت لطف کنم و نادیده بگیرم رفتن اومدنتو.
دختر اینجا نشستن هم غیر قانونیه؟
عراقی تو قانون سرت میشه آخه؟ ... نه.
دختر پس میشینم.
عراق تو کوه و دشت گرگ زیاده. برای خانوم بانمکی مثل شما خوب نیست اینجاها بمانی.
دختر گرگ جرئت نمیکنه به گوسفندام نزدیک شه. سگ زیاد داریم.
عراقی منظورم گرگِ جانور نبود خانم.
دختر تو خودت چرا بیکار نشستی با من حرف میزنی؟
عراقی من سر کارمم خانوم.
دختر با دختر مردم حرف زدن کاره؟ کار تو موتورته و اون تفنگت.
عراقی تفنگ مال جنگه. جنگ هم نداریم.
دختر پس چرا تفنگ داری؟
عراقی مگه بابای تو تفنگ نداره؟
دختر داره. اونم چندتا.
عراقی حتما اونام قاچاقه.
دختر من خودم تیر انداختن بلدم.
عراقی ازت بعید نیست.
دختر بده بندازم.
عراقی مال من جنگیه. فرق داره.
دختر تو که گفتی جنگی نداریم.
عراقی خانم من یه نظامی مرزبانم. این هم وسیله دفاعی و کار منه. گرگ می زنیم!
دختر گرگ رو بزنید خیلی خوبه.
عراقی البته کسی بخواد مرز رو غیرقانونی رد بشه اونم می زنیم.
دختر کی می خواد غیرقانونی رد بشه؟
عراقی نمی دونم.هرکی بخواد این کار رو بکنه.
دختر حتی اگه بخواد بره خونه عمقزیش؟
عراقی حتی اگه بخواد بره خونه عمقزیش.
دختر تو خودت خونه عمقزیت بری بهت تیر میندازن؟
عراقی بله، تیر میندازن.
دختر کی تیر میندازه؟
عراقی شوهرش... شوهر عمقزیم از دور منو با تیر میزنه.
دختر اونم آقاسربازه؟
عراقی نه. اون فقط زیادی غیرتیه. فهمیدی؟
دختر یعنی شما هم غیرتی هستید که نمی ذارید برم خونه عمقزی؟
عراقی الله اکبر...
دختر میرید؟
عراقی آره. باید به کارم برسم. زیاد هم حرف بزنیم دردسر میشه. وقتی رفتم پستمو تحویل بدم تا پست بعدی نیومده می توانی بری پیش عمقزیت.
دختر پس می تونم برم خونه عمقزیم.
عراقی آره. همیشه می تونی بری. بشرطی که کسی نبیندت. حتی می توانی تا کربلا بری. فهمیدی؟ خونه منم تو مسیر کربلاس.
دختر واقعا؟ به بابام حتما میگم.
عراقی به بابات چرا؟
دختر خب قرار بود باهم بریم کربلا. خونه شما هم میاییم.
عراقی نه با بابات نیا. زنم مریضه. ناخوشه... حال مهمان داری نداره.
دختر خودت گفتی خونمون سرراه کربلاست آقاسرباز.
عراقی عزیزم، منظورم فقط خودت می توانی بیای . تک و تنها.
دختر یعنی من بیام خونتون؟
عراقی آره. قدمت رو چشمامه خانوم. اگه بیای.
دختر اون وقت زنتون که مریضه و نتونه پاشه مهمون داری کنه چی؟!
عراقی تو خودت پا میشی کار می کنی خب...
دختر من که زنت نیستم کار کنم. مهمونم.
عراقی دوست نداری زن اون خونه بشی؟
دختر چه جوری زن اون خونه بشم؟
عراقی اگه بخوای حاضرم با بابات حرف بزنم.
دختر به بابام چی میگی؟
عراقی به بابات میگم هروقت بخواد بره کربلا بیاد سری به خونه دخترش بزنه.
دختر منم ببره کربلا.
عراقی تو رو هم ببره کربلا. اصلا باهم میریم . دسته جمعی. بدون پاسپورت. خوبه؟
دختر خونه عمقزی هم می تونم برم؟
عراقی خونه عمقزی هم می ری. اونم بدون پاسپورت. خونه ما از خونه عمقزیت زیاد دور نیست.
دختر چقد راهه؟
عراقی نزدیکه. برا همین فارسیم خوبه. نمی بینی؟
دختر کو؟!
عراقی ولش کن. یعنی تو با این نمک و سادگیت یه صفایی میدی به خانه ام که نگو. می فهمی؟
دختر نمی دونم.
عراقی اصلا حالا که اینجوره پاشو برو خونه عمقزیت. منم مواظبم نظامی دیگه ای نبیندت.
دختر الان می تونم برم؟
عراقی چرا که نه. راستش خیلی می ترسیدم اینو بهت بگم. حالا که گفتم راحتم. برو تا شیر خراب نشده. گوسفنداتم زیادی پخش و پلان.
دختر ممنونم. من رفتم.
عراقی برو. ولی صورتتم بپوشون. منم غیرتیم. اینجام گرگ زیاد داره.
دختر صورتمو بپوشونم؟
عراقی آره بپپوشون و مرز رو رد شو. فقط چشات بیرون باشه. فهمیدی؟
دختر باشه.
عراقی من همیشه این حوالی میام دور می زنم. بازم می بینمت... آخ... باز یادم رفت اسمش را بپرسم.
* 2 *
همان جای قبلی، سرباز ایرانی با عصبانیت سیگار می کشد.دختر درحالیکه چهره اش را پوشانده از پشت به او نزدیک می شود.سرباز با صدای دختر جا می خورد و سیگار را قایم کرده و دست و پایش را گم می کند.
دختر آقاسرباز؟
ایرانی هان؟ ... چی میگی؟
دختر ترسیدید؟
ایرانی نه خیر. چی میگی؟
دختر می تونم رد بشم؟
ایرانی این پرسیدن داره؟
دختر بهم که تیر نمی اندازید؟
ایرانی برای چی تیر بندازم خانوم؟ بفرمایید.
دختر ممنون.
ایرانی نه... صبر کن ببینم...
دختر بله آقاسرباز؟
ایرانی چیزه... دستا بالا.
دختر کدوم بالا؟
ایرانی هیچی... می خواستم بگم... اون چیه دستت، هان؟
دختر ظرف شیره. برده بودم خونه عمقزی.
ایرانی عمقزی دیگه چیه؟
دختر خونه اش اونجاس.
ایرانی از عراق میای این طرف؟
دختر از خونه عمقزی میام.
ایرانی من که همیشه تو این روستا دیدمت. اون طرف چیکار می کردی؟
دختر خونه عمقزی بودم. شیر برده بودم.
ایرانی آها... زود برو خونتون تا گروهبانم ندیدتت.
دختر باشه آقاسرباز.
ایرانی به منم نگو آقاسرباز. متنفرم از کله سرباز. آلرژی دارم.
دختر باشه آقاسرباز.
ایرانی برو دیگه. بری خونه تونا.
دختر نه.
ایرانی نمی ری خونتون؟
دختر میرم پیش گوسفندام.
ایرانی گوسفندات اونان؟ چرا ولشونکردی به حال خودشون؟
دختر اونا همه جا رو می شناسن. از خونمون تا دشت. از دشت تا خونمون.
ایرانی باشه... حالا چرا صورتتو پوشوندی؟
دختر باز کنم؟
ایرانی اینجوریم بهتره. چشمات قشنگ تر دیده میشه... گوسفندا نرن رو مینها؟
دختر نمیرن. بابام جای مینها رو نشون کرده.
ایرانی خوبه...گوسفندای باباته یا شوهرت؟
دختر بابامه آقا...سرباز.
ایرانی پس گوسفندای شوهرت کجان؟
دختر من فقط گوسفندای بابامو میبرم دشت.
ایرانی آها، پس شوهر موهر یوخ؟... خوبه. خوشم میاد همیشه سرتو میندازی پایین میای و میری.
دختر سرپایین بودن بده مگه؟
ایرانی ناسلامتی اینجا مرزه دوشیزه خانوم.
دختر چیو دوشیده؟
ایرانی دوشیزه...دوشیزه... هه...از مرز که همینجوری رد نمیشن خانوم.
دختر همینجوری که راحته. اما اون همکارتون میگفت اینجوری سخت تره.
ایرانی کدوم همکارم؟... ای نامردهای مفت خور. تک خوری می کردن پس.
دختر همون همکارات دیگه. دوستات.
ایرانی منو باش فکر می کردم من خیلی پرروام.
دختر من همیشه شیر می برم خونه عمقزی و میام.
ایرانی عمقزی چیه دیگه. اون طرف عراقه، تو هم مال این طرفی.
دختر عمقزی رو وقتی شوهر دادیم من بچه بودم. شوهرش خونه اش اونجا بود، برش داشت برد اونجا.
ایرانی یه جورایی فامیلید دیگه... دوتا روستا باهم.... خیلی خوبه. مرز اینجا کشکه.
دختر کشک هم درست می کنه عمقزی. ولی پنیرهاش خوبه.
ایرانی اینجوری اگه از مرزبانها ببینند که اذیتتون می کنند خانوم جون.
دختر ببینید اونجا خونه عمقزیه.
ایرانی خب؟
دختر بعدش مستقیم بگیری بری میرسی خونه اون آقاسربازی که همکار شماست. بعدش میره تا کربلا.
ایرانی اونکه میگی همکار من نیست. حتما مرزبان عراقی بوده.
دختر عین شما تفنگ داشت. از این لباسهام داشت. موتور هم داشت.
ایرانی اون عراقیه. من ایرانیم... کار خوبی نکردی باهاش دمساز شدی. تا حالا کاریت نکرده؟
دختر نه. خیلی گفتم هرکاری بخواد انجام میدم که بذاره رد شم اما قبول نکرد.
ایرانی زرشک. تو گفتی و منم قبول کردم... کثافتا.
دختر گفت روتو بپوشون برو و بیا. تازه بهم قول داد تا خونشون و کربلا ببردم.
ایرانی ای پس فطرت حیوون. ناموس مملکت ما رو بازی داده... ببینمش دخلشو میارم. بی خواهر مادر.
دختر گفت زنشم مریضه.
ایرانی زن داره؟! بیشعور بوده رسما.
دختر گفت میاد با بابام حرف بزنه.
ایرانی غلط کرده. خواسته گولت بزنه.
دختر خیلیم مهربون بود آقاسرباز.
ایرانی به من نگو سرباز. اونام اصلا مهربون نیستن. سرت شیر مالیده. اگه من بودم یه چیزی. میگم جوونم، مجردم. تنهام.
دختر اونم جوون بود آقاسرباز.
ایرانی جوون بود؟ خب، شرایط اونا با ما فرق داره. امکانات ازدواجشون بهتره. اما ما چی؟ نتونستم هزینه دانشگامو بدم اومدم تبعید شدم تو این خراب شده بعنوان سرباز صفر. تمومم نمیشه این دوسال لامصب.... حالا تا بیام کار و پول به جیب بزنم شدم پیرمرد. کی به پیرمرد زن میده؟ هان؟
دختر تو روستامون پیرمردها هم ازدواج می کنند.
ایرانی ئه؟ واقعا؟! بانک بهشون وام ازدواج میده؟ چند درصده وامشون؟
دختر اینا چیه میگی آقاسرباز؟
ایرانی اینا نباشه که ازدواج نمیشه.
دختر ماهمه چی داریم. بابام و عموهام از اینور اونور میارن.
ایرانی هالویی ها. مگه جنسه از اینور اونور آورد؟
دختر ولی اونا میارن.
ایرانی تو که جوونی، قیافتم قشنگه چرا ازدواج نکردی خوشگل خانوم؟
دختر هنوز بهش فکر نکردم آقاسرباز.
ایرانی الهی... اصلا فکر کردی شوهر ایده آلت باید چه جور باشه؟
دختر ایده آل یعنی چی؟
ایرانی ولی ماها زیاد در مورد زن ایده آل فکر می کنیم. می دونی چرا؟ چون هیچوقت ایده آلی وجود نداشته. ما عادت کردیم در مورد ایده آل ها فکر کنیم اما همیشه غیرعادی زندگی کردیم.
دختر من برم پیش گوسفندام؟
ایرانی همیشه این ساعت میری میای؟
دختر هروقت شیر گوسفندا رو دوشیدم.
ایرانی بازم میام. ولی به اون عراقیه رو ندیا. گول حرفاشو بخوری اونم تورو می خوره.
دختر مگه گرگه منو بخوره؟
ایرانی تا اینجا که آقاگرگه خوب جایی کمین کرده. ولی من نمی ذارم.
دختر سگهای گله ام همیشه مواظب گرگها هستن.
ایرانی اندازه سگ گله اتم نیستم یعنی؟ تو اصلا چیزی از عشق حالیته؟
دختر عشق؟
ایرانی آره عشق. نمی فهمی که... یکیو بخوای و باباش نده. بعدش بشی سرباز صفر لب مرز. ببین اوضاعم چقد سگیه؟
دختر کی سگه؟
ایرانی اوضاع سگیه. یعنی افتضاحم. داغونم. میفهمی؟
دختر باباش قبول نمی کنه؟
ایرانی ایول بابا، اینو فهمیدی؟ بایدم نمی داد. به چیم بده دخترشو. می بینی که آس و پاس اینجام.
دختر بابام می گه اونکه زیاده دختره. به من نمیگه ها، به داداشم میگه.
ایرانی بابات راس میگه. جمعیت دخترا از پسرها زده بالا. به هر مردی دوسه تا میرسه. هه...
دختر من برم.
ایرانی ولی راستشو بخوای خیلی شبیهشی.
دختر شبیه کی؟
ایرانی البته بنظرم دخترها همه شون شبیه همند.
دختر گوسفندام پخش و پلان.
ایرانی داشتیم گرم میگرفتیم تازه.
دختر گوسفندام زیادی پخش و پلان. یا گرگ میزنه بهشون یا میرن رو مین.
ایرانی دیدی؟
دختر چیو آقاسرباز؟
ایرانی همون سرباز خشک و خالیم بگی ازت قبول دارم.
دختر چیو دیدم؟
ایرانی اینکه مثل بقیه دخترایی. تا حرف عشق و عاشقی شد لپهات گل انداخت و خواستی حرف رو عوض کنی.
دختر حرف چی چی شد آقاسرباز؟
ایرانی هیچی. من خیلی وقته می پامت. هرچند روز یه بار که پستم میشه میام اینجا یه سیگاری میشکم و منتظرت میشم بیای رد شی. آخه قیافتم شبیهشه.
دختر شبیه کی آقا سرباز؟
ایرانی سرباز خالی خانوم. سرباز... راستش خیلی می ترسیدم راهتو بگیرم باهات حرف بزنم. آخه می ترسیدم. من اهل این حرفا نیستم که به ناموس یکی چپ نگاه کنم. من آزارم به کسی نرسیده.
دختر بله. می دونم. اینکه لطف می کنید اجازه میدید از اینجا رد بشم.
ایرانی از مرز منظورته؟ پس می دونی که خلافه.
دختر من خلاف بلد نیستم. اما اون همکارتون نمی ذاشت برم خونه عمقزی. همیشه نمی ذاره برم.
ایرانی ولی تو که میگی همیشه میری میای؟
دختر ولی باز یه چیزهایی میگه.
ایرانی پس رسما باهات لاس می زنه. ببخشا.
دختر نه. هیچی نمیزنه. فقط حرف می زنه.
ایرانی همینه دیگه. خودم هواتو دارم از این به بعد. باشه؟
دختر ممنون آقاسرباز.
ایرانی همون سرباز خالی... جسارتا... یه سوال بپرسم؟
دختر بفرمایید.
ایرانی کسی... مردی... زیر سرت نداری؟
دختر زیر سرم؟
ایرانی آره. نداری؟
دختر چطور زیر سرم بذارم؟
ایرانی هه... خیلی بانمکی بخدا. اگه دیدن تو نبودا من تو این جهنم می زدم خودمو ناکار می کردم.
دختر برای چی؟
ایرانی هیچی. تو یه دختر تمام عیاری. ساده. خوشگل. مهربون. میفهمی که؟ دختر یعنی این.
دختر یعنی چی؟
ایرانی یعنی تو.
دختر چه جوری؟
ایرانی بی شیله پیله. الان همه شیله پیله دارن.
دختر من برم آقاسرباز؟ هیچی نفهمیدم.
ایرانی باشه برو. تا بیشتر تابلو نکردیم... خیلی کیف کردم. می ترسیدم باهات حرف بزنم. اما الان خیلی ناراحتم چرا زودتر این کار رو نکردم... ضمنا به اون عراقیه رو ندیا، خودم هواتو دارم... بالاخره هموطنیم. ناموس اینجا ناموس منم هست. می فهمی که؟
دختر من بازم شیر میبرم خونه عمقزی.
ایرانی یعنی باز قراره بری خارج مرز؟
دختر خارج که یه جای دیگه اس.
ایرانی منظورم تا اون روستاس دیگه.
دختر خونه عمقزی میرم.
ایرانی قربون اون عمقزیت بشم. اینجور پیش بره دوسال خدمتم دوروزم طول نمیکشه.
دختر من رفتم آقاسرباز.
ایرانی برو عزیزدلم... هالوئه... یعنی خیلی سادس... خیلی خوبه... آهای مواظب خودت باش. روتو هم بپوشونی بهتره. دشت گرگ زیاد داره...چطور جرئت می کنند گوسفندا رو بسپرن دست تو؟ ... رفت.
دوباره سیگاری می گیراند.
* 3 *
سرباز عراقی و سرباز ایرانی هردو در یک طرف میدان مین وارد شده اند. درحالیکه تاحدودی حرکت برای هردو سخت است اما درحال مشاجره اند.
ایرانی خیلی وقت بود منتظر دیدنت بودم مرتیکه عیاش.
عراقی تو اینجا چکار میکنی؟
ایرانی خودت اینجا چکار می کنی؟ میدون مین نبود همچین میزدم تو دماغت پخش صورتت بشه.
عراقی مگه من چکارت کردم. برو پی کارت.
ایرانی چه پررو. خودت برو پی کارت. حواسمو پرت نکن.
عراقی اگه کاری کنم دستم خطا بره همینجا تلف میشیما.
ایرانی همینجور که اومدی تو میدون مین، همینجوری هم عقب عقب برو تو خاک خودت.
عراقی مگه نمی بینی بزغاله بیچاره گیر کرده وسط؟
ایرانی بزغاله بیچاره یه بزغاله ایرانیه. تو رو سنه نه؟
عراقی تو که جوونی، مین باز کردن بلد نیستی. برو من کارمو بکنم.
ایرانی خودتی آشغال. فکر کردی نمی دونم؟ ده روزه قاپ دختر مردمو دزدیدی که چی؟ ناموس وطن ما رو؟ هان؟
عراقی من چیزی ندزدیدم.
ایرانی اگه سرپا بودم یه تیر خلاص می کردم تو اون کله ات. کسیم می پرسید میگفتم که میخواستی به ناموس ایرانی تجاوز کنی.
عراقی تجاوز کدامه آقا. اگه منظورت این خانم چوپانه که من خواستگارشم.
ایرانی تو گه می خوری. کلفت می خوای ببری خونه ات؟ یکی بست نبود؟
عراقی تو چکار به ما داری؟ ما حرفامان رو زدیم.
ایرانی غلط کردید. مگه سرباز ایرانی مرده که عراقی بیاد اینجا رو تاراج کنه.
عراقی این حرفاتو من نمی فهمم آقا.
ایرانی باید هم نفهمی. یه بار تجاوز کردید اینور کافیه. دیگه هیچ گهی نمی تونید بخورید.
عراقی من قصدم خیره.
ایرانی همه اولش اینو میگن. فکر کردی نمی دیدم وقتی از مرز رد میشد میرفت طرف خونه عمقزیش میگرفتیش به صحبت؟ خیلی منتظر بودم دست بهش دراز کنی تا ازدور با تیر بزنمت.
عراقی من بهش دست بزنم؟ ما هنوز محرم نشدیم.
ایرانی اوه، محرم نامحرم هم سرت میشه؟ زنت فکر کرده شوهرش رفته مرز سربازی، بیچاره از کجا بدونه اومده دختربازی.
عراقی زنم بدونه ازدواج کردم خوشحال میشه.
ایرانی حتم دارم مغزش معیوبه.
عراقی اینم که راضیه. خیلیا تو منطقه ما دوتا یا سه تا زن دارن.
ایرانی زرشک. ما چرا همون یه دونه رو هم نداریم؟
عراقی من از شماها خبر ندارم.
ایرانی راهتو بکش برو تا بزغاله تکون اضافی نخورده.
عراقی بکش برو عقب، بزغاله خودشو از سیم خاردار رها کنه اینجا را می فرسته رو هوا.
ایرانی فرماندهت نمی بینه اینجا داری چه غلطایی می کنی؟
عراقی اولا من خودم نظامیم. سرباز نیستم. دوما تو خودت سربازی، فرماندهت کجاس؟
ایرانی فرمانده که تو باشی، ببین سربازهات چکاره ان... من تصمیممو گرفتم. اضافه هم بخورم خوردم. چون می خوام اینجا بمونم.
عراقی وسط میدان مین؟
ایرانی خیر. تو همین مرز و تو همین روستا. شیرفهم شدی؟ برو پی کارت.
عراقی خیلی پردل و جرئتی جوان؟
ایرانی تو هم خیلی پررو و تخسی پیرمرد.
عراقی از خانواده این خانم کسی ببینه ما رو، برای هردومان زشت میشه . حتی برای این خانم.
ایرانی واقعا؟ تو زشت هم حالیته؟
عراقی من همیشه مراقب بودم کسی نبینه. مردهای اینجا خیلی غیرتین.
ایرانی ببین چقد پررویی که می دونی ببیننت کارت زاره، باز غلط اضافی کردی.
عراقی تو اصلا چه می دانی از این خانم؟
ایرانی فکر کردی گیرش میاری و باهاش گرم میگیری کسی متوجه نیست؟
عراقی من همه یکی دو دیقه باهاش حرف نداشتم.
ایرانی آره جون خودت.
عراقی اون غیرقانونی مرز را رد میشه. من هواشو داشتم بد بوده؟
ایرانی خودتم خلاف کردی پس. نه بد نبوده. دیگه هم نمی ذارم بخواد مرزو رد بشه.
عراقی اون شیر میبره خانه عمقزیش.
ایرانی از این به بعد شیرها شو خودم می برم.
عراقی نمی توانی مرز را رد شی.
ایرانی من رد میشم ببینم کی جلومو میگیره.
عراقی بازداشتت می کنم.
ایرانی اگه بتونی بگیری.
عراقی حق تیر انداختن که دارم.
ایرانی غلط کردی. من خودمم تفنگ دارم مرتیکه.
عراقی قراره یه جنگ دیگه راه بندازی؟
ایرانی من نه. اما انگار باز تن شماها می خاره.
عراقی کسی جنگ دوست نداره.
ایرانی قطعا اینجوره. بکش عقب.
عراقی تو برو کنار تا این بزغاله آزاد بشه، خواستی حاضرم باهات مذاکره کنم.
ایرانی مذاکره یا دوئل؟
عراقی دوئل؟
ایرانی من حاضرم باهات دوئل کنم.
عراقی من نمی فهمم.
دختر آهای؟
ایرانی اومدی؟ بیا ببین این لنده هور نمی ذاره بزغاله ات رو رها کنم.
دختر چرا رفتید میدان مین؟
عراقی خانم بزغاله شما باید باشه، نه؟ الان نجاتش میدم.
ایرانی زرشک. من خودم این کار رو می کنم. بکش کنار تا دخلتو نیاوردم.
عراقی با چی دخلمو درمیاری؟ تو که اسلحه ات را گذاشتی بیرون میدان مین.
ایرانی خودتم گذاشتی بیرون.
عراقی منکه نمی خوام دخل بیارم. تو برو تفنگت را بردار.
ایرانی که تو هم بزغاله رو نجات بدی و پز بدی که من نجاتت دارم؟ فکر کردی خیلی شبیه بتمنی؟
دختر میشه اجازه بدید بزغاله ام بیاد بیرون؟
عراقی نمی ذاره خانم.
ایرانی من که گفتم مواظب گله باش. الان جون یک بزغاله ایرانی تو خطره. ولی نگران نباش، سرباز ایرانی مواظبشه.
عراقی این مزخرفات چیه می گی؟
ایرانی به تو چه؟ تو چیزی نداری واس گفتن عارت میاد؟
عراقی خانم من جم نمی خورم. بزغاله هم تلف شد، برات از روستامون دوتا چاق و چله شو پیشکش میدم.
ایرانی گم شو...
دختر شما بکشید کنار بزغاله خودش بیرون میاد.
عراقی نمی توانه. گیر کرده.
ایرانی من که نمی رم کنار. تو برو کنار ببینم. مگه نمی شنوی چی میگه؟
عراقی مگه نمیگی بزغاله ایرانیه. خب برو کنار بیاد تو خاک ایرانتان.
ایرانی تو چکار داری؟ اصلا بزغاله می خواد بره خونه عمقزی. بکش کنار رد شه بره.
دختر اون کار همیشگه بزغالمه.
عراقی یعنی چه خانم؟
دختر اون دو تا راه داره که مین نداره. خودش میره خودش میاد آقاسرباز.
ایرانی دیدی؟ ضایع شدی؟ بکش کنار.
دختر شما آقاسربازها الان راهو بستید. نمی تونه بیرون بیاد.
عراقی ما؟
ایرانی حیوونه از کجا بفهمه اینجا راهه؟
عراقی بفرما برو. نشنیدی؟ راه را بستی.
ایرانی من باید بمونم بزغاله بیاد رد شه بعد.
دختر تا شما باشید نمیاد. بزغاله باید برگرده پیش مادرش.
عراقی من که گفتم دوتا بزغاله جاش میارم برات. بابات برگشته خونه؟
ایرانی با باباش چکار داری؟
دختر اگه مین منفجر بشه بابام کتکم می زنه. بذارید بزغاله بیاد آقاسرباز.
عراقی باتوئه.
ایرانی بامنی عزیزدلم؟
دختر بذارید بزغاله بیاد اینور.
ایرانی یعنی من نجاتش ندم؟
دختر خودش میاد.
عراقی هه هه. خودش بهتر کارش را بلده.
ایرانی تو امر کن عزیزم. چکار کنم؟
دختر بکشید کنار خودش بیاد بیرون.
ایرانی فقط بخاطر تو. بعدا نگی من ترسو بودم این مرتیکه شجاع بوده.
عراقی اینکه مسلمه.
ایرانی خیلی عوضی هستی. مطمئن باش با کوچکترین خطا میزنمت. بچرخ تا بچرخیم.
عراقی برو کنار بزغاله رد شه.
ایرانی اصلا می دونی چیه عزیزم، میگم اگه قرار باشه بزغاله از اون طرف بره بیرون، این لنده هور راهو بسته. اونم بره عقب؟
عراقی احمق.
دختر آقاسرباز؟ میشه شما هم برید عقب؟
عراقی چرا که نه خانوم. شما امر کنید.
ایرانی حالا نمیشد یه جور دیگه می گفتی بهش عزیزم؟
عراقی حرف زیادی نزن. برو عقب.
ایرانی حالا که اینجوره همین امشب قال قضیه رو میکنم ببینم حرف حسابت چیه.
عراقی خانوم، من میرم عقب... اما نگفتی بابات و عموهات برگشتن ؟
دختر همینجوری خوبه. بزغاله خودش داره میاد.
ایرانی جوابشو ندیا.
عراقی از طرف تو رد شد بزغاله.
ایرانی چون بزغاله ایرانیه. قرار نیست که بیاد عراق.
عراقی از تومی ترسید.
ایرانی نه اینکه از تو خوشش میومد داشت میومد بغلت؟ من باید برم.
عراقی برو تا بهت اضافه خدمت نزدند.
ایرانی خیلیم دوست دارم اضافه خدمت بزنند. چون امشب پاسگاه برنمیگردم. فهمیدی؟
عراقی برای چی؟
ایرانی قراره برم باباشو ببینم. تو هم برو تو خاک خودت تا غلط اضافی نکردی و با تیر نزدمت.
عراقی قبولت نمی کنه. آنها می خوان برن کربلا. خانه ما هم مسیر کربلاست.
ایرانی به کربلا رفتن باشه خودم میبرم. گورتو گم کن.
عراقی تو نمی توانی کاری بکنی.
ایرانی میبینیم.
عراقی لعنتی. . . اه.
صدای انفجار شنیده می شود. هردو لحظه ای سرشان را می گیرند و کمی بعد متوجه بیرون می شوند.
ایرانی زرشک.
عراقی بزغاله ترکید.
ایرانی محو شد.
* 4 *
سرباز ایرانی سیگار می کشد. صدای موتور از دور شنیده می شود که نزدیک شده و نگه می دارد. سرباز عراقی کمی بعد وارد میشود.
عراقی دیدی؟ همان خانم بود.
ایرانی باز پیدات شد؟
عراقی من که همیشه از اینجا رد میشم.
ایرانی منم همیشه رد میشم. دلیل نداره بیای حرص بدی بهم.
عراقی چی بدم؟ من که فقط حالت را می پرسم.
ایرانی اه...
عراقی سیگار می کشی فرماندهت نمی بینه؟
ایرانی ده بار دیده.
عراقی زیاده.
ایرانی قبلا دزدکی می کشیدم. کم میکشیدم. اما الان زیاد شده. هرکاریم می کنم می فهمه فرمانده.
عراقی پس کلی اضافه خوردی.
ایرانی یه ماه واس خاطر اون جریان میدون مین و بزغاله. یه ماه هم سرجمع بخاطر سیگارهام.
عراقی تو که نمی خوای تا آخر عمرت تو این مرز بشینی؟
ایرانی منم نخوام، فرمانده پیش دستی کرده. می خواد بفرستدم مرز افغانستان.
عراقی اوه، مرز طالبان.
ایرانی دست کمی از اینجا نداره.
عراقی مگه این جا چشه؟ قبلا می گفتی بهترین جاییه که می خواهی توش بمانی؟
ایرانی قبلا عقلم کم بود.
عراقی پس دلت پره ازش. چرا اجازه دادی بیاد رد بشه؟
ایرانی به من چه. یه امروزو صبر کن، بعد رفتنم هرچی خودت خواستی انجام بده.
عراقی حالا چرا اوقاتت تلخه؟ تو که گفتی اونها میگن دخترای خودمان مال پسرهای خودمانه؟
ایرانی بله. گفتند.
عراقی مال خودشونه خب. حق دارند.
ایرانی من تو نبودم که خارجی باشم. منم مال خودشونم دیگه. ایرانیم.
عراقی مال قوم و خویشای خودشونه. اتفاقا همین خوبه.
ایرانی کجاش خوبه؟
عراقی اینجوری همگی پشت هم وایمیسن. من زنم هم دخترخالمه.
ایرانی من دخترخاله ندارم. اما تو شهرما دختر فامیل با دختر غریبه برای ازدواج شرایطش یکیه.
عراقی ببین اینجا وایسادیم مسئولیت داره واسه هردومون.
ایرانی دوس نداری برو.
عراقی از من دلت پر نباشه.
ایرانی نیست.
عراقی دوتا بزغاله آوردم از روستامان. برات بدم یکیشو؟
ایرانی می خوام چکار؟
عراقی سرگرمت میکنه. یکی می ذارم پیش بچه های خودمان. یکیم بدم به تو.
ایرانی خودت چی؟
عراقی من هم انتقالی گرفتم برم شهر. زنم هم ببرم پیش خودم بلکه کمک کنم بیماریش خوب شه.
ایرانی یه زن دیگه بگیر کمک دستت باشه... هه.
عراقی شاید هم همینکار را کردم. کربلا رفتی؟
ایرانی نرفتم.
عراقی بیا ببرمت. مهمان من.
ایرانی قاچاقی؟
عراقی نه. چرا قاچاقی؟ پاسپورت بگیر.
ایرانی فعلا که سربازم.
عراقی هروقت گرفتی. انشالا زن بگیری با خانواده بشی بیای کربلا. مهمان خونه منم بشی.
ایرانی فعلا که علاف اینجام.
عراقی ببین اونجاها رو... چندنفر دارن از کوه رد میشن.
ایرانی قاچاقچی نیستن.
عراقی بارشون یه چیز دیگه بود اول صبح.
ایرانی فامیل دختره هستن. وسایلشو میبرن اون ور. می فهمی؟
عراقی الان خودش میاد از جلو چشم ما رد بشه و دیوانه مان می کنه.
ایرانی جواب بله می داد این کارهاش نمک ریختن بود. حالا شد دیوونه کننده؟
عراقی امروز فهمیدم چندباری رفته و اومده... تو چرا این جا نشستی؟ حداقل برو جای دیگه.
ایرانی چه فرقی می کنه؟
عراقی دوست داری بیاد از جلوت رد بشه ناراحتت کنه؟
ایرانی یکم دیگه میرم... اما فرق زیادیم نمی کنه.
عراقی منم میرم. نکنه این عمدا این کارها را می کنه ناراحتت کنه؟
ایرانی نه بابا. فکر کنم اونم آخرین بارش باشه ازینجا رد بشه.
عراقی چرا؟ شوهرش نمی ذاره؟ غیرتی شده؟
ایرانی نه دیگه. اون برا همیشه میره خونه عمقزیش.
عراقی اینور میاد؟
ایرانی هه... ما به این میگیم فرار مغزها.
عراقی فرار می کنه؟
ایرانی نه بابا. فامیلشونه. با پسرش عروسی کرده و اونجام زندگی می کنند. فهمیدی چی شد؟... پسر عمقزی مردشه... تو که نمی خوای بری سراغش؟
عراقی من مسلمانم برادر. حلال حرام سرم میشه.
ایرانی متوجهم.
عراقی البته می دونم که سراغشم برم با تیر میزنندم. مردهای اینجا غیرتین.
ایرانی می دونم.
عراقی پاشو زیاد خودت را ناراحت نکن. بزغاله را نمی خوای؟
ایرانی برا اینکه این دوسال رو سرم گرم بشه؟
عراقی برای اینکه سرت گرم شه.
ایرانی آخرش چی؟ می تونم سرشو ببرم گوشتشو بخورم؟
عراقی باید اضافه خدمتهاتم باهاش طی کنی. می دانی که؟
ایرانی راس میگی. چه جور بهم میدیش؟
عراقی یه جایی رهاش می کنم بیاد طرفتان.
ایرانی نره رو مینها؟
عراقی تو نترسانیش نمیره رو مین.
ایرانی هه. قیافه تو بیشتر ترسناکه... نمی دونم می تونم ببرمش تا مرز افغانستان یا نه.
عراقی فردا برات میفرستمش. یه کاغذم میذارم زیر گردنش،آدرس آشناهامه. شاید روزی خواستی بیای کربلا. از آشنامان بپرسی، خانه جدیدمان را نشانت میدهند.
ایرانی ممنون. باید پستمو تحویل بدم.
عراقی قرارمان فردا.
ایرانی شاید همدیگه رو ندیدیم.
دختر ببخشید، باز هم رد میشم.
عراقی خوبه که متوجهی ما عصبانی شدیم. خانم این کار غیرقانونیه. ما دیگه هیچوقت اینجا نمی شینیم. یکی دیگه بیاد کارت زاره ها.
ایرانی برو خانوم. رد شو برو.
دختر بخشید آقاسرباز، داریم وسایل عروسیمو می بریم خونه عمقزی.
ایرانی بله متوجهم.
عراقی مبارکت باشه.
دختر امشبه. بابام گفته میتونید تشریف بیارید.
عراقی اینکه نمی توانه مرز را رد شه بیاد خانه عمقزی.
ایرانی فکر کنم تو نتونی بیای خونه شون. آخه عروسی از این طرف شروع میشه.
عراقی بالاخره که طرف ما میرسه. هرچی باشه این طرف تمام میشه.
ایرانی پس آخرشو برو خوش باش.
عراقی خودت هم اولش را بری خوش می گذره. میشه یک خاطره خوش.
ایرانی علاقه ندارم. می رم آسایشگاه بخوابم.
عراقی باشه. فردا بزغاله رو نگرفتی نری مرز افغانستان.
ایرانی منتظرش میشینم. اگه نره رو مینها.
عراقی نمیره.
هردو خارج شده اند.
نور می رود. تمام
مهدی صالحیار
برچسب:
نویسنده: هستی رستمی